این مقاله ی کوتاه را به عنوانِ مشقِ کلاسِ مسعودِ سعد، برای دکتر عیدگاه نوشتم. کمی هول هولکی شد اما نهایتاً چیزی بیشتر از این درنمی آمد ازش. گفتم این جا هم بگذارم اش.
برچسب: نویسنده: شیوا زارعیان تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1397 ساعت: 2:51
برچسب: نویسنده: شیوا زارعیان تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1397 ساعت: 2:51
برچسب: نویسنده: شیوا زارعیان تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1397 ساعت: 2:51
برچسب: نویسنده: شیوا زارعیان تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1397 ساعت: 2:51
بالاخره پیدایش شد. عصرِ دمکردهی تابستان. بیست و یک تیرِ امسال. سیاهپا آمد.
برچسب: نویسنده: شیوا زارعیان تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1397 ساعت: 2:51
برچسب: نویسنده: شیوا زارعیان تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1397 ساعت: 2:51
برچسب: نویسنده: شیوا زارعیان تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1397 ساعت: 2:51
ما مرگ و شهادت(؟) از خدا خواستهایم
آن هم به سه چیزِ کمبها خواستهایم
گر دوست همان کند که ما خواسته ایم
ما آتش و نفت و بوریا خواستهایم
برچسب: نویسنده: شیوا زارعیان تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1397 ساعت: 2:51
برچسب: نویسنده: شیوا زارعیان تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1397 ساعت: 2:51